ذبيح الله صفا

891

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خواجو در منظومهء « كمال‌نامه » كه بسال 744 سروده از پسر خود بنام « مجير الدّين ابو سعيد على » نام مىبرد « 1 » و چون در اشعارى كه هنگام دورى از كرمان ساخته چندان بار بهجران وى اشاره كرده « 2 » معلوم مىشود كه پيش از خروج از كرمان براى سفرهاى چندين سالهء خود ، تأهّل اختيار كرده بود . ممدوحان خواجو و آنان كه شاعر آثار خود را بدانان تقديم داشته اينانند : از وزراى عهد : خواجه غياث الدين محمد ( م 736 ) وزير ابو سعيد بهادر و پسر خواجه رشيد الدين فضل اللّه كه خواجو در اشعارش او را بسيار ستوده است و چنان كه مىدانيم آن خواجهء بزرگ دوستدار دانش و ادب و حامى فاضلان روزگار خود بود . خواجه تاج الدين احمد بن محمد بن على عراقى وزير امير مبارز الدين كه خواجو در مثنوى هماى و همايون ازو نام برده و بانعام و دستگيرى وى اشاره كرده است ، و همچنين است در پايان مثنوى گل و نوروز ؛ و اشعار خواجو بدستور همين وزير دانش‌پرور چندسالى پيش از وفاتش جمع و تدوين شد . خواجه بهاء الدين محمود يزدى از وزراى آل مظفّر . نسب وى بخواجه نظام الملك طوسى مىكشيد و خواجو مثنوى گوهرنامه را بنام او ساخت . خواجه شمس الدين محمود صاين وزير امير مبارز الدين و شاه شيخ ابو اسحق كه در پايان حيات به قصد فتح كرمان با امير مبارز الدّين درآويخت و بسال 758 بقتل رسيد . خواجو روضة الانوار را بنام شمس الدّين محمود ساخته و در همان حال از شريك او در

--> ( 1 ) - هم مرا فر و زيب و هم فرزند * هم مرا دلگشاى و هم دلبند گرچه هست از سعادت ازلى * كنيتت بو سعيد و نام على نامداران مجير خوانندت * در هنر بىنظير دانندت ( 2 ) - اى يار عزيز انده دورى تو چه دانى * من دانم و يعقوب فراق رخ فرزند * سفر گزيدم و بسيار خون دل خوردم * چو در مصيبت سهراب رستم دستان